86/05/31
دوستت داشتم هم چنان که باغبان گل زیبایش را دوست می دارد.
می پرستمت هم چنان که عاشقی معشو قه اش را می پرستد
ولی این عشق را به خاطر تو برای ابد در دل خود مدفون می سازم
و قلب زود رنج و حساست را به دیگری می سپرم
قسم به نام قشنگت که اگر روزی او تو را به من پس دهد بی محابا و با رضا فریاد میزنم که
((دوستت دارم))
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:49 توسط : مینا
86/05/31
کاش در میان ساکنان شهر عشق رد پای دوستی را پیدا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانتر اسمانیتر کنیم
کاش هر وقت تنها میشویم با خدای یاسها خلوت کنیم
کاش اشکی قلبمان را نشکند
کاش کاش کاش...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:47 توسط : مینا
86/05/31
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:45 توسط : مینا
86/05/31
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود.زندگی را تماشا میکرد.رفتن و رده پای ان
و ادم هایی را می دید که به سنگ و ستون به در و دیوار دل می بندند.جغد اما می دانست که سنگها ترک می خورند
ستون ها فرو می ریزند درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.او بارها تاج های شکسته غرور های تکه پاره شده را لا به لای خاک روبه های قصر دنیا دیده بود او همیشه اوازهایی درباره ی دنیا و ناپایداریش می خواند و فکر می کرد شاید پرده ی ضخیم دل ادمها با این اواز ها کمی بلرزد.
روزی کبوتری از ان حوالی رد میشد اواز جغد را که شنید گفت:بهتر است سکوت کنی و اواز نخوانی.
ادمها اوازت را دوست ندارند غمگینشان می کنی دوستت ندارند و می گویند بد یمنی و بد شگون و جز خبر بد چیزی نداری
قلب جغد پیر شکست و دیگر اواز نخواند...
سکوت دو اسمان را افسرده کرد انوقت خدا به جغد گفت:اواز خوان کنگره های خاکی من پس چرا دیگر نمی خوانی؟دل اسمانم گرفته است.جغد گفت:خدایا!ادمهایت مرا و اوازهایم را دوست ندارند خدا گفت:اواز های تو بوی دل کندن می دهد و ادمها عاشق دل بستنند
دل بستن به هر چیز کوچک و بزرگ .تو مرغ تماشا و اندیشه ای و انکه می بیند و می اندیشد به هیچ چیز دل نمی بندد.دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست.اما تو بخوان و همیشه بخوان که اواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ!
جغد به خاطر خدا باز هم در کنگره های دنیا می خواند و انکس که می فهمد می داند اواز او پیغام خداست که می گوید:((انچه نباید دلبستگی نشاید!))
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:33 توسط : مینا
86/05/26
گفتمش:دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود...ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:39 توسط : مینا
86/05/19
دوست دارم ماه باشم تا که شبها در کنارت جای گیرم
دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش بندم
دوست دارم عشق باشم چون غبار ارزو بر روی قلبت لانه سازم
دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم با تو گویم با تو خندم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:30 توسط : مینا
86/05/19
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:0 توسط : مینا
86/05/19
زمانه به من اموخت که دست دادن معنای رفاقت نیست
بوسیدن قول ماندن نیست
و عشق ورزیدن ضمانت تنها ماندن نیست...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:59 توسط : مینا
86/05/19
اگه گلی رو دوست داری نچینش
اگه چیدیش پرپرش نکن
اگه پرپرش کردی دورنندازش
دور انداختی له ش نکن
اگه کردی دیگه یادش نکن ...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:58 توسط : مینا
86/05/19
گفت انقدر دوستت دارم که اگه بگی بمیر میمیرم....
باورم نمی شد ....فقط یک امتحان ساده بود...
و حالا سالهاست در تنهایی خود پژمردم...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:57 توسط : مینا
86/05/19
دوست داشتن ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست
دوستی ان است که یکی برای دیگری چتری شود
و دیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشده
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:0 توسط : مینا
86/05/19
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:56 توسط : مینا
86/05/19
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم
تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم
برای اشک ریختن زمان بسیار است
ولی برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:38 توسط : مینا
86/05/18
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:15 توسط : مینا
86/05/12
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:22 توسط : مینا
86/05/10
کنم هر دم دعایی کز دلم بیرون شود مهرت
ولی اهسته میگویم الهی بی اثر باشد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:46 توسط : مینا
86/05/09
پروردگارا !!
سرنوشت مرا خیر بنویس...تقدیری مبارک...
تا هر چه را تو دیر میخواهی زود نخواهم و هر چه را تو زود میخواهی
دیر نخواهم...
دعای عرفه
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:49 توسط : مینا
86/05/09
خدايا انكه در تنها ترين تنهائيم تنهاي تنهايم گذاشت،
تو در تنهاترين تنهائيش تنهاي تنهايش نذار...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:43 توسط : مینا
86/05/08
اگر یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی برمیگرده و نگات میکنه بدون براش مهمی...
اگر یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی برمیگرده و با عجله میاد پیشت بدون براش عزیزی...
اگر یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی برمی گرده و نگات می کنه بدون براش قشنگی...
اگر یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی می یاد باهات اشک میریزه بدون که دوست داره...
اگر یه وقت یکی رو دیدی که وقتی داری با کسی صحبت میکنی ترکت میکنه بدون عاشقته...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:55 توسط : مینا
86/05/08
سیب سرخی به من بخشیدو رفت...
شاخه ی سبز دلم را چید و رفت...
عاشقی ام را باور نکرد...
عاقبت بر عشق من خندیدو رفت...
اشک در چشمان سردم حلقه زد...
بی مروت گریه ام را دیدو رفت...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:40 توسط : مینا
86/05/08
نگاهم کردی...
نگاهت کردم...
در نگاهت شوق هزاران عشق را دیدم...به نگاهت دل بستم و عاشق شدم
اما...بعدها فهمیدم که فقط نگاهم کردی....
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:32 توسط : مینا
86/05/08
واسه من که دلتنگم
از این دنیا دلگیرم
بهتره سفر کردن
وگرنه اینجا میمیرم...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:44 توسط : مینا
86/05/08
دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیس میمونه
هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه
و اگه بری...
جای پاهات برای همیشه به جا میمونه...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:57 توسط : مینا